تبليغاتX
ساقیان بزم جم

ساقیان بزم جم

آشنایی با ایران و روسیه

نیمروی دخترها و پسرها!

فكر ميكنين پسرا و دخترا چه جوری نيمرو درست ميكنن؟

 

 

دخترها:

 

۱- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۲- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
۳- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
۴- چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

 

پسرها:

 

۱- توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
۲- توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۳- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
۴- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۵- توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
۶- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
۷- چند تا فحش ميدن
۸- دنبال كبريت ميگردن
۹- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
۱۰- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!)
۱۱- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
۱۲- تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
۱۳- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
۱۴- ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
۱۵- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
۱۶- روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
۱۷- تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
۱۸- دنبال نمكدون ميگردن
۱۹- نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
20- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
21- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
22- صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
23- نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
24- بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
25- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
26- توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
27- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
29- سريع برميگردن توی آشپزخونه
30- تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
32- دنبال ظرفهای مسی ميگردن
33- قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
38- روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 9:51 قبل از ظهر  توسط وحید تقی زاده 

شوخی با جاروبرقی!

شوخی با جاروبرقی
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 9:40 قبل از ظهر  توسط وحید تقی زاده 

دختر شایسته اروپا2005

دختر شایسته اروپا 2005
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 8:49 قبل از ظهر  توسط وحید تقی زاده 

امضاء شناسی

امضاء شناسی

 

كسانی كه به طرف عقربهای ساعت امضاء می‌كنند انسان‌های منطقی هستند .

 كسانی كه بر عكس عقربه‌های ساعت امضاء می‌كنند دير منطق را قبول می‌كنند و بيشتر غير منطقی هستند.

 كساني كه از خطوط عمودی استفاده می‌كنند لجاجت و پافشاری در امور دارند .

 كسانی كه از خطوط افقی استفاده می‌كنند انسان‌های منظّم هستند.

 كسانی كه با فشار امضاء می‌كنند در كودكی سختی كشيده‌اند.

 كسانی كه پيچيده امضاء می‌كنند شكّاك هستند .

 كسانی كه در امضای خود اسم و فاميل می‌نويسند خودشان را در فاميل برتر می‌دانند .

 كسانی كه در امضای خود فاميل می‌نويسند دارای منزلت هستند .

 كسانی كه اسمشان را می‌نويسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند.

 كسانی كه به حالت دايره و بيضی امضاء می‌كنند ، كسانی هستند كه می‌خواهند به قله برسند .

 بی شك بيان مطالب افكار مختلف نشانهً  تائيد آن نمی باشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 8:36 قبل از ظهر  توسط وحید تقی زاده 

خواب

خواب

 

ای نگاهت نخی از مخمل واز ابریشم

چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

به تو آری،به تو،یعنی به همان منظر دور

به همان سبز صمیمی،به همان باغ بلور

به همان سایه،همان وهم،همان تصویری

که سراغش زغزلهای خودم می گیری

به همان زل زدن از فاصله دور به هم

یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

به تبسم،به تکلم،به دلارایی تو

به خموشی، به تماشا،به شکیبایی تو

به نفسهای تو در سایه سنگین سکوت

به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت

شبحی چند شب است آفت جانم شده است

اول نام کسی ورد زبانم شده است

درمن انگار كسي درپی انكارمن است

يك نفرمثل خودم عاشق ديدارمن است

یک نفر ساده چنان ساده که از سادگی اش

می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش

آه ای خواب گرانسنگ سبکبار شده

بر سر روح من افتاده و آوار شده

درمن انگار كسی درپی انكارمن است

يك نفرمثل خودم تشنه ديدارمن است

يك نفرسبز،چنان سبز،كه ازسرسبزيش

مي توان پل زدازاحساس خداتادل خويش

رعشه‌ای چندشب است آفت جانم شده است

اول نام كسي وردزبانم شده است

آی بی رنگ تراز آينه يك لحظه بايست

راستي اين شبح هر شب تصوير تونيست؟

اگراين حادثه هرشب تصويرتونيست

پس چرارنگ تووآينه اينقدريكيست؟

حتم دارم كه تويی آن شبح آينه پوش

عاشقي جرم قشنگی است به انكارمكوش

آری آن‌سايه‌كه‌شب‌آفت‌جانم‌شده‌بود

آن الفباكه همه وردزبانم شده بود

اينك ازپشت دل آينه پيداشده است

وتماشاگه اين خيل تماشاشده است

آن الفبای دبستانی دلخواه تويی

عشق من ! آن شبح شادشبانگاه تويی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 7:20 قبل از ظهر  توسط وحید تقی زاده